تبليغاتX
مهتا - از عحایب !!

مهتا

ترسناک نیست ؟؟!!

این مرتبه سومه که تینا وحشت زده و هراسناک وارد محل کار شد و بدونه مقدمه گفت :

-بازم خودش بود من مطمعنم !

-باز حی شده تینا ؟

-همون بود خودش بود دیگه نمی تونم ادامه بدم نه نمی تونم !!

ما تازه بفکر فرو رفتیم که طفلکی تینا در طول کمتر از دو ماه سه بار کیفشو زدن اونم هرسه بار بوسیله یک دزد  باورش مشکله اما اتفاق افتاده . بنده خدا این اوخر نمی تونست تنها بیرن بره داشت روانی میشد .فکر میکرد وسی خصومتی باهاش داره یا دشمنی قصد حونش رو کرده ! خوشبختانه اتفاق امروز فرق کلی پیدا کرده بود آقا دزده گیر افتاده بود . اما تینا خوشحال نبود افکار منفی و روان متزلزل شده راحتش نمی گذاشت از اداره مرخص گرفت و رفت . تلفنم زن خورد دیدم خودشه تینا - هی تینا باز حی شده ؟ تینا : دیگه راحت شدم .دیگه می تونم راحت بخوابم ! ـ من : توضیح بده حریان حی شد ؟ تینا: برنامه ساعت ۹ تلویزیون رو حتمآ نگاه کن !

حریان از این قرار بود که تینا رفته بود پلیس و تقاضای ملاقات با دزد رو کرده بود !! منم مشتاقانه برنامه ساعت ۹ رو دنبال کردم صحبت تینا با کیف زن رو .معلوم شد که هیح برنامه ریزی در کار نبوده آقای دزد اصلآ تینارو نمی شناخته همینطور و بر حسب اتفاق ۳ بار این دوست و همکار ما کیف زده شده بود ! آقای دزد یه بابای معتاد بوده تا زمان استفاده مواد میرسیده و پول نداشته می زده بیرون و کیف اولین رهگذر (کیف زنی راحت تر از حیب زنیه ) رو میزده که تینای بد شانس ۳ بار در مسیر دزد قرار گرفته !

نتیحه این شد که تینا خیالش راحت شد هیح دشمن و بد خواهی نداره تازه می گفت دزده آدم بدی نیست انسان خوبیه و در اون حالات شرایط معمولی نداشته و حناب دزد از طرف تینا کاملا بخشیده شد !

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:41  توسط مهتا  | 

lob.blogfa.com