تبليغاتX
مهتا - میز رد

مهتا

"میز گرد "

رونده گفت : با نشستن ِ مسیر سخت آسان نخواهد شد باید رفت +       دونده گفت : با رفتن مسیر آسان نخواهد شد - باید دوید +               پرنده اما در هوای دیگر بود - و آنسوی اقیانوس را حستحو می کرد .     پرنده را عقیده فقط پریدن بود 

نشسته اما  " نشستن" را ......و افتخار اشتباه نکردن را

اوضاع میز گرد شلوغ بود

دیوانه ای روی میز کوبید و گفت : رخصت !! من حرف نا گفته ام نا تمام مانده !!!

رونده گفت : بیحاره عقل ندارد   

دونده گفت : او همصدای باد نمی دود٫ این ریشه قابل بحث است.    

پرنده اما گفت : دیوانه عاشق است ٫ و من همراز او 

نشسته ٫ اما موذیانه خندید

دیوانه گفت : رونده حق دارد ٫ دیوانه راست می گوید ٫ پرنده اوح صدافت است .

میز گرد اما بی معنی است

دبیر گفت : پایان میز گرد نزدیک است

پرنده خنده کنان گفت : این میز گرد سالهای سال است که پایان پذیرفته.

دیوانه ٫ دیوانه وار خندید ٫ و مردم مدهوش پرواز پرنده در آسمان شدند

سالهای بعد ٫ پرنده مرد ٫ پرندگان اما ٫ پرنده تر شدند

رونده نیز در مسیر خاکی پرواز با دونده همراه است

میز گرد اما ٫ هرگز غبار از تنش نرفت

نشسته در خود نشست کرد

و میز گرد ٫ در زیر گرد و خاک خویش دفن شد .

پ.ن عکس مناسبی پیدا نکردم میز گرد را خودتون تصور کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:21  توسط مهتا  | 

lob.blogfa.com