کوچ
من کوچ می کنم از پوچ
از این کلام تلخ کشنده
در یک غروب دریایی
با بالهای زخمی و خسته ...من کوچ می کنم
من کوچ می کنم ...آری همچون مسافری که شهرش را
من کوچ می کنم از پوچ ..با سینه ای بوسعت خیال
و اندیشه ای به اندازه ی عشق
آذر ۸۶ مهتا
پ.ن درود به دوستان عزیزم یه وقت چشمم نزنین برای به روزشدن های پی در پی همیشگیم اما بیاد تک تکتون بوده و هستم ![]()
![]()
تقدیم شما که بیادم بودید![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:1  توسط مهتا
|
