واژه ها ٫ دور شوید ٫ گم شوید ٫ که شما ناتوانترینید برای گفتن !.
من از شهری که در آن عشق و دوست داشتن ممنوع است با شما حرف می زنم.آنجا که مردمانش باید عشق رو به افسانه تبدیل کنند ٫ عشاق رو سنگسار می کنند و می کشند !
آنجا که پدران و برادران دختران را قربانی می کنند و نام جنایت خود رو تعصب ناموسی می گذارن و راحت از جنایتی که کرده اند ٫در پناه و حمایت شهر بی قانون به زندگی ادامه می دهند!
امروز نوبت ملیحه بود که بخاطر دوست داشتن کریم در ملا عام و جلوی صد هاچشم بدست برادر خلاقکارش در خون خود بغلطید .
فردا نوبت کدامین لیلی و شیرین است ؟ ای جنایت کاران شرمتان باد !
پ.ن :دوستان تصورش رو بکنید در جشن نامزدی دوستی نشستید و چنین خبری رو می شنوید چه حالی بهتون دست میده ؟
پ.ن :من اسم متن رو از وب دوستی که معمای خوشبختی رو در دست داره و گویا همین متن رو از جایی به سرقت برده بود دزدیدم !
برای همین نوشتم : دزد به دزد شاه دزده !
