تبليغاتX
مهتا

مهتا

وقتی واژه ها و نشانه ها سخن میگویند

نمادها همراه با واژه‌ها بیانگر شرایط یک جامعه در یک دوره تاریخی معین
می‌شوند. در حالی که رژیم‌های ایدئولوژیک واژه‌ و زبان خود را پدید
می‌آورند، جامعه نیز تلاش می‌کند تا واژه‌ها و زبان خود را در برابر آنها
قرار دهد. واژه «ایرانی» در شعار «جمهوری ایرانی» یکی از آنهاست. ملتی که
همه امکانات سخن و گفتگو و استدلال از آن سلب شده است، چاره‌ای جز بیان
خود در شعار ندارد. در شعار نمی‌توان استدلال کرد و توضیح داد. اگر کسانی
از این نگران هستند که مبادا تکیه بر واژه «ایرانی» به رشد «ناسیونالیسم»
بیانجامد و جامعه را از یک چاه به چاه دیگری بیندازد، بهتر است به این
واقعیت توجه داشته باشند که جمهوری اسلامی خود هم اکنون یک نظام
ناسیونالیست- اسلامی تمام عیار است!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 0:5  توسط مهتا  | 


==================
وزارت امورخارجه رژیم : مهاجرت نخبگان به خارج فرار مغزها نیست!
فرار
در حالی كه طبق آخرین آمار ایران با داشتن رتبه اول فرار مغزها در جهان
سالانه در حدود در حدود پنجاه هزار میلیارد تومان از این ناحیه متضرر می
شود، سخنگوی وزارت امور خارجه با ارائه تعریفی عجیب و غریب و منحصر به
فرد از فرار مغزها مدعی است در ایران چنین پدیده ای وجود ندارد! وی برای
اثبات ادعای خود، مهاجرت نخبگان ایرانی را با مهاجرت اتباع تركیه به
آلمان مقایسه نموده است درحالی كه از مجموع صدهزار ایرانی در آلمان در
سالهای گذشته ۲۰۰۰ جلد کتاب منتشر شده، در حالیکه از بین ۲ میلیون ترک
مهاجر آلمان تنها ۱۰۰ جلد کتاب منتشر شده‌است و این آمار نشانگر تفاوت
فاحش میزان تخصص و نخبگی مهاجران ایرانی به آلمان در مقایسه با تركهاست.

سخنگوی وزارت امور خارجه در اظهار نظری راجع به پدیده روزافزون فرار
مغزها می گوید: "خروج نخبگان از کشور را باید از زاویه‌ای دیگر دید.
ایران کشوری جوان است و به طور حتم یکی از خواسته‌های جمعیت جوان کشور،
ادامه تحصیل است. با شتاب رشد جمعیت جوان، خیلی وقتها امکانات داخلی
پاسخگو نیست و برخی نخبگان برای تحصیل و فعالیت و اشتغال به خارج از کشور
می‌روند. این فرار مغزها نیست. حتی در بسیاری از مواقع خودمان خواستار
اعزام نیروهای صنعتی و فنی به خارج از کشور هستیم تا آنچه لازم است را
بیاموزند و در آنجا حضوری فعال داشته باشند."

این اظهار نظر جالب در حالی صورت می گیرد كه طبق آمار صندوق بین المللی
پول ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان ٩١ کشور در حال
توسعه یا توسعه نیافته دنیا کسب کرده است .طبق این آمار هم‌اکنون بیش از
٢۵٠ هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از ١٧٠ هزار ایرانی با تحصیلات عالیه
در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ٨٧
روزانه ٣/٢ نفر با مدرک دکترا، ١۵ نفر با مدرک کارشناسی ارشد، و صدها نفر
با مدرک کارشناسی از کشور مهاجرت کرده اند .

این روزها در ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپای غربی، از
نخبگان ایرانی برای صدور مجوز تحصیل یا اشتغال، تعهد می‌گیرند که از
ارتباط علمی و صنعتی با زادگاه خود پرهیز کنند. با این حال سخنگوی وزارت
امور خارجه، ارتباط عاطفی و خانوادگی این افراد را کافی دانسته و
می‌گوید: "فرار مغزها زمانی رخ می‌دهد که افرادی که از کشور خارج می‌شوند
ارتباط خود با کشور را قطع کنند و فرهنگ و کشور و مردم خود را ترک کنند.
این در صورتی است که ایرانیان وقتی در خارج کشور هستند، ارتباط خود را با
فرهنگ و مردم کشورشان قطع نمی‌کنند."

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 22:41  توسط مهتا  | 

به همین سادگی ، «نه» به خشونت «نه» به اعدام

«نه» به خشونت «نه» به اعدام
صلح ، خواب کودک است
صلح ، خواب مادر
گفتگوی عاشقان در سایه سار درختان
صلح همین است
صلح لحظه ای است که دیگر
توقف اتومبیلی در خیابان
هراس بر نمی انگیزد
و زمانیست که کوبیدن بر در
نشانه دیدار یک دوست «

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 0:23  توسط مهتا  | 

بازار داغ "واکسن تقلبی آنفلوانزای خوکی"

به دنبال افزایش موارد ابتلا به آنفلوانزای نوع A در کشور و همچنین تعداد
موارد فوت ناشی از این بیماری، عده ای سودجو با هدف سرکسیه کردن مردم،
واکسن آنفلوانزای فصلی را به نام "واکسن پیشگیری ازآنفلوانزای خوکی" به
مردم می فروشند.

فردا:نگرانی از ابتلا به آنفلوانزای نوع A باعث شده که اغلب مردم بدون
توجه به توصیه ها و اطلاعیه های وزارت بهداشت مبنی بر اینکه تاکنون واکسن
آنفلوانزای نوع A وارد کشور نشده است، به داروخانه ها مراجعه کرده و
تقاضای خرید این واکسن را بدهند.

این در حالی است که همین افزایش تقاضا برای خرید واکسن آنفلوانزا، باعث
شده که واکسن آنفلوانزای فصلی نیز کمیاب و حتی نایاب شود.

دکتر رهبر مژدهی آذر، رئیس انجمن داروسازان ایران با عنوان این مطلب که
واکسن آنفلوانزای فصلی در آغاز فصل پاییز به مقدار کافی در داروخانه ها
پیش بینی شده بود، گفت: با تبلیغاتی که در بحث استفاده از این واکسن صورت
گرفت به یکباره با هجوم مردم به داروخانه ها برای تهیه واکسن آنفلوانزای
فصلی مواجه شدیم.

وی با اشاره به قیمت فروش واکسن آنفلوانزای فصلی که حدود 10 هزار تومان
است، افزود: در حال حاضر کمبود این واکسن در داروخانه های کشور محسوس است
و بعضا کمیاب و نایاب شده است.

از سوی دیگر، هجوم مردم برای تهیه این واکسن باعث شده که قیمت آن در
بازار سیاه به 20 تا 30 هزار تومان هم برسد. در حالی که پزشکان معتقدند
تزریق واکسن آنفلوانزای فصلی هیچ تاثیری در پیشگیری از ابتلا به نوع A
ندارد.

معاونت سلامت وزارت بهداشت نیز با صدور اطلاعیه ای، وجود واکسن
آنفلوانزای نوع A در بازار دارویی را شایعه عنوان کرده و اعلام داشته که
تا کنون این واکسن وارد کشور نشده است.

به گفته دکتر سیدحسن امامی رضوی، معاون سلامت وزارت بهداشت؛ قرار است
اولین محموله واکسن نوع A تا یک ماه آینده که دو میلیون دز واکسن است،
وارد کشور بشود که برای یک میلیون بیمار مبتلا به آنفلوانزای A کافی
خواهد بود.

متاسفانه کمبود واکسن آنفلوانزای فصلی و همچنین اخبار نگران کننده ای که
از خطرناک بودن آنفلوانزای نوع A به گوش مردم می رسد، باعث شده که برخی
افراد بدون توجه به صحت و سقم شایعات، برای تهیه واکسن روانه بازار سیاه
شوند و موجب رونق کس و کار سودجویان گردند.

در این بین، شنیده ها حاکی از آن است که در برخی موارد حتی واکسنی که به
مردم فروخته می شود، واکسن آنفلوانزای هم فصلی نبوده و آمپول معمولی است
که شاید تزریق آن نیز همراه با عارضه باشد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 16:24  توسط مهتا  | 

در این عمر گریزنده که گویی جز خیالی نیست .

تو آن حاودان را در حهان خود پدید آور

که هر حیزی فراموش است و آن دم را زوالی نیست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 1:57  توسط مهتا  | 

موتور قرمزان و درد اهل قلم

نامه اول: حمله با رمز یا چاقو

خانم دکتر سلام
اسم من شاعر است و فامیلم نویسنده و گاهی هم این دو جا به جا میشوند. علت
نوشتن این نامه به شما دچار شدن من به بیماری خفقان است و «مفتلا» شدنم
به تنگی نفس. کمی هم حساسیت دارم به کلمهی سانسور. تا اسمش میآید تنم
کهیر میزند و دستم درد میگیرد. اما از همهی اینها بدتر یک سردرد شبه
میگرن است که وقت بروز الهام یا ملاقات با یک اندیشهی ناب گریبانم را
میگیرد. به طوری که انگار یکی سرم را زده به دیوار.

این از بیداری، مشکل بدتر از آن، له و لورده بودن خوابهایم است، که تازگی
محل ترکتازی موتورقرمزها شده. قبلا اول شب که میخوابیدم برای خودم هر
خوابی که میخواستم میدیدم. مثلا به بازار کتاب میرفتم یک عالمه دانههای
کلمه و جوانههای فکر میخریدم، میآمدم با بذرهای گل و میوه میکاشتم یک باغ
میشد پر از کتاب، که رشک پردیسهای هخامنشیان بود. گاهی هم درختهایی از
شعر میروئید، تناور و بلند، از دیوار کوتاه بینیهای خرافه چنان میگذشت که
از همهی دنیا دیده میشدند و از قلهشان دنیایی. در این خوابهای من شعر خوب
گفتن خودش جایزه بود و کسی برای جایزه شعر نمیگفت. اما حالا همهاش شده
جایزه و چماق. به این طرف بچرخی اینها جایزه میدهند به آن طرف بچرخی جایش
با تودهنی و شلاق عوض میشود. خلاصه این قدر بگویم خانم دکتر که آن سبو
بشکسته و آن پیمانه ریخته و خوابهای من شده یک مشت کابوس بی سروته که در
آنها یا صدای ویراژ دادن موتورقرمزها میآید، یا شعار چاقو چاقویشان.
باغچه را هم باد خراب کرده و خانه را که ترشی خانه شده، بوی سرکه. همه جا
پر است از خمرههای داستان و شعر و کتاب و کلمه و گزش ناجوانمردانهی پشه
کوره. باور کنید اگر از این وضع به فغان نمیآمدم دست به دامن سفید شما
نمیشدم. حالا که شدم بشنوید این داستان را که شرح ابتلای همگی ماست و
قصهی هجوم موتور قرمزها
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 1:21  توسط مهتا  | 

اطلاعات جدید در مورد خودکشی شدن پزشک بازداشتگاه کهریزک+عکس

تشیع پیکر پزشک بازداشتگاه کهریزک در فضای امنیتی/
خانواده اجازه کالبدشکافی پیدا نکردند/اطلاعات تکمیلی در مورد مرگ پزشکی
که محسن روح الامینی را 2 روز قبل از شهادت ویزیت کرده بود
بعد از انتشار گزارش قتل یا خودکشی، رامین پوراندرزجانی، پزشک 26 ساله
بازداشتگاه کهریزک که روز گذشته در سایت نوروز منتشر شد، خبرنگار ما به
اطلاعات جدیدی در مورد این قربانی جدید تیم تهدید و ترور قوه قضائیه و
نیروی انتظامی دست یافت.

به گزارش نوروز و براساس گزارش های موثق دریافتی، رامین پوراندرزجانی روز
سه شنبه در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ
فوت می کند و علت فوت وی توسط مقامات مسئول، سکته قلبی در خواب عنوان می
شود.

این دکتر وظیفه تعدادی از قربانیان شکنجه در بازداشتگاه کهریزک را ویزیت
کرده بود، از جمله این قربانیان شهید محسن روح الامینی است که دو روز قبل
از شهادت توسط این پزشک وظیفه ویزیت شده و وی از ابعاد بلایایی که
برسراین شهید جنبش سبز آمده بود، مطلع گشته بود.

به گزارش نوروز، او همچنین پس از شهادت روح الامینی، یک هفته بازداشت می
شود تا اعلام کند که روح الامینی به علت ابتلا به مننژیت فوت کرده است؛
درحالیکه گزارش مستند پزشکی قانونی علت فوت را اصابت ضربه به سر این شهید
جنبش سبز عنوان کرده بود.

پوراندرزجانی، بعد از انتشار گزارش پزشکی قانونی به قید ضمانت آزاد می
شود، اما چندین بار توسط بازرسی کل ناجا، دادسرای نظامی و شورای انتظامی
پزشکی قانونی کشور مورد بازجویی قرار می گیرد و به علت آگاهی کامل از
جزئیات آنچه که در کهریزک اتفاق افتاده بود از طرف افراد ناشناس بارها
برای عدم انتشار حقایق این بازداشتگاه تهدید می شود تا مبادا دخالت
مستقیم سران نظامی و قضائی کشور را در این بازداشتگاه فاش کند.

پوراندرزجانی، اتفاقات کهریزک را قبل از مرگ، برای عده معدودی از دوستانش
بیان و در عین حال نسبت به امنیت جانی خود نیز اظهار ترس می کند تا اینکه
ناگهان خبر مرگ او منتشر می شود.

با اینکه علت مرگ پوراندرزجانی، سکته قلبی عنوان شده، با اینحال به
خانواده او اجازه کالبدشکافی داده نمی شود و مراسم تشیع جنازه وی نیز تحت
تدابیر شدید امنیتی برگزار شد؛ به طوری که بسیاری از دوستان نزدیک این
دکتر وظیفه جرات حضور در مراسم تشیع جنازه او را پیدا نکردند.

اقدامات امنیتی صورت گرفته، این سئوال را ایجاد می کند که اگر واقعاً علت
مرگ وی سکته قلبی بوده، چرا مراسم تشیع جنازه وی روز پنجشنبه در فضایی به
شدت امنیتی در تبریز برگزار شد و چرا اجازه کالبدشکافی به خانواده وی
داده نمی شود؟

در ماجرای شهادت ندا آقاسلطان نیز مقام های مسئول درحالی این اتفاق را
محصول کار خبری رسانه های خارجی و فعالیت منافقین در ایران اعلام کرده
بودند که حتی حاضر نشدند اجازه برگزاری مراسمی برای وی در یکی از مساجد
تهران را بدهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:45  توسط مهتا  | 

دوباره بر می گردیم!

بیست سال پیش، در چنین روزهایی، مردمی که چهل سال در یک نظام کمونیستی
پرورش یافته بودند، با چکش و کلنگ به جان دیوار برلین افتادند و یک بار
دیگر ثابت شد هیچ نظام ایدئولوژیک و خودکامه‌ای پایدار نیست و من که بر
این باورم تبعید نه تنها در ترک وطن، بلکه در بازگشت به آن معنا می‌یابد،
نمی‌دانستم در آن هایم پناهندگان در «برلین غربی» انتظاری را آغاز
کرده‌ام که اکنون بیست سال از آن می‌گذرد. حتی همان زمان خیلی ها معتقد
بودند دیوار برلین هنوز صد سال دیگر بر جا خواهد بود. امروز که برخی
سخنان آن روزها از رسانه‌ها پخش می‌شود، آدم به یاد حرفهای برخی از
ایرانیان در همین روزها می‌افتد!



*****


دوباره بر می‌گردیم!


«مخالفان رژیم دوباره به خیابان‌ها بازگشتند». این مفهومی است که معمولا
رسانه‌های غربی درباره تظاهرات مردم که در ماه‌‌های اخیر به هر مناسبتی
تکرار شده و هر بار روشنی و صراحت بیشتری یافته است، به کار می‌برند.
تنها امید به پیروزیست که می‌تواند مردم را با وجود سرکوب خشن دوباره به
خیابان‌ها باز گرداند.



سخن از پیروزی اس
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 20:3  توسط مهتا  | 

یک منبع آگاه و مستقل که با کمپین حمایت از زندانیان سیاسی و مدنی در
ارتباط است در تماسی اعلام کرد تیم ویژه اعدام اعزامی از تهران هم اکنون
در سنندج به سر می برد و قرار است که فردا شنبه، 24 آبان ماه این تیم به
همراه گروسی، رییس دادگستری استان کردستان به سقز بروند.

شایان ذکر است که این تیم و رییس دادگستری احتمالا به منظور اجرای حکم
اعدام شیرکو معارفی به سقز سفرخواهند کرد.

شیرکو معارفی روز پنج شنبه ساعت شش عصر به سلول انفرادی در بند اجرای
احکام زندان سقز منتقل شده است.

وی سال گذشته در حومه سقز دستگیر و بعد از طی کردن مراحل سنگین بازجویی و
شکنجه های طاقت فرسا در یک دادگاه کاملا فرمایشی و چند دقیقه ای به اعدام
محکوم شد.

دادگاه تجدید نظر شیرکو نیز به اعتراض های وی و وکیل قانونی اش توجهی
نکرد تا این که این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شد.

از این رو بیم آن می رود که با وجود تیم ویژه اعدام در مرکز استان و خارج
نشدن آنان از سنندج، اعدام ها در این استان وارد فاز تازه ای شده و
گستردگی بی سابقه ای به خود بگیرد.

در این صورت تمامی اخبار تایید نشده ای که چندی پیش پیرامون دستور صریح
دادستان کل کشور به گروسی ، مبنی بر اجرای تمامی احکام اعدام در کردستان
وجود داشت، رنگ حقیقت به خود خواهد گرفت.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

http://iranbbb.org/55211.htm
=================
احسان را از دست دادیم نگذاریم شیرکوه را هم به دار بیاویزند

رژیم ایران برای 13 زندانی سیاسی و مدنی کرد احکام اعدام صادر کرده است و
شیرکوه معارفی هم یکی از این زندانیان محکوم به اعدام است و الان او را
به سلول انفرادی زندان سقز برای اجرای حکم منتقل کردند

شیرکوه هم یکی از فعالان سیاسی و مدنی کرد است که هم‌اکنون بر اثر جراحات
و شکستگی‌های ناشی از شکنجه هنوز در وضعیت نابسامانی روحی و جسمی بسر
می‌برد او را سال گذشته در شهرستان سقز دستگیر کردند و بعد از مدت‌ها
بازجویی و شکنجه و در یک دادگاه فرمایشی به او حکم اعدام دارند

احسان را از دست دادیم نگذاریم شیرکوه را هم به دار بیاویزند این جوانان
سرمایه‌های مردم ستمدیده و مبارز کردستان هستند به حمایت از این زندانیان
بشتابیم. در تک تک چهره‌های این مبارزان کرد ایران زمین شرف و مروت و
انسانیت موج می‌زند در مقابل فدا و ایثار آن‌ها باید سر تعظیم فرود آوریم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 3:55  توسط مهتا  | 

آکسفورد اعتراض می کند

ایران به تصمیم دانشگاه آکسفورد برای اختصاص دادن یک بورس تحصیلی به نام ندا آقا سلطان اعتراض کرده است.

او تظاهر کننده جوانی بود که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران در خیابانی در تهران کشته شد و ویدیوی آماتورمرگ وی، او را به یک نماد بین المللی از اعتراضات ضد دولتی در ایران تبدیل کرد.

سفارت جمهوری اسلامی در لندن در نامه ای به کالج کوئین آکسفورد می گوید کالج اینک در کمپینی که انگیزه ای سیاسی دارد درگیر شده است و اعتبار و هدف های آکادمیک خود را تضعیف می کند.

هدف بورس کمک به دانشجویان ایرانی است که ممکن است قادر نباشند شهریه تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه آکسفور را بپردازند.

کالج کوئین می گوید اعانه دهندگان در این باره که چه نامی بر بورس های تحصیلی گذاشته شود تصمیم می گیرند، و اضافه می کند اعانه دهنده ای که بورس ندا را پایه گذاری کرد یک شهروند بریتانیایی است که کاملا برای کالج شناخته شده است.

ندا در اثر اصابت گلوله ای به سینه اش جان سپرد. هنوز روشن نیست گلوله از کجا شلیک شد.

مقامات ایران گفته اند به اعتقاد آنها ویدیوی مرگ ندا ساختگی بود. به گفته آنها او در محلی دورتر از اعتراضات هدف گلوله قرا گرفت و بعدا به صحنه کشانده شد. تحقیقات پلیس ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 16:2  توسط مهتا  | 


اسرائیل روز چهارشنبه تصاویر تازه‌ای منتشر کرد که به گفته ارتش این کشور نشان می‌دهد محموله‌ای که اسرائیل توقیف کرده حاوی اسلحه و مهمات ایرانی بوده است. ادامه

اسرائیل روز چهارشنبه تصاویر تازه‌ای منتشر کرد که به گفته ارتش این کشور نشان می‌دهد محموله‌ای که اسرائیل توقیف کرده حاوی اسلحه و مهمات ایرانی بوده است.   بیشتر بخوانید: آمریکا ایران را به ارسال اسلحه برای حزب‌الله متهم کرد اسرائيل يک کشتی «حامل سلاح از سوی ایران» را توقيف کرد اسرائیل پیش از این اعلام کرده بود که یک کشتی باربری حامل ۵۰۰ تن جنگ‌افزار و مهمات ایرانی را که برای حزب‌الله لبنان ارسال ‌شده بود توقیف کرده است. بنابر اعلام ارتش اسرائیل، کانتینرهای این کشتی باربری آرم «کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران» را بر روی خود دارد.به گفته ارتش اسرائیل، بار این کشتی نشان می‌دهد که محموله‌ها از اصفهان به سوی ساحل ایران حمل شده و مهر نیروهای مسلح ایران نیز بر روی برگه‌های گمرکی این کشتی نقش بسته است.ایران، حزب‌الله و سوریه همگی ادعای اسرائیل را رد کرده‌اند و سوریه اسرائیل را متهم به «راهزنی» دریایی کرده است؛ کشتی فرانکوپ، پیش از پهلو گرفتن در بندر لاذقیه سوریه، در دریای مدیترانه از سوی اسرائیل توقیف شد. روز سه‌شنبه ایالات متحده در تایید ادعای اسرائیل، ایران را متهم به نقض قطعنامه ۱۷۴۷ کرد؛ این قطعنامه که در سال ۲۰۰۷ به دلیل برنامه هسته‌ای ایران به تصویب رسیده جمهوری اسلامی را از صادرات جنگ‌افزار منع می‌کند. ‌اسرائیل می‌گوید توقیف این حجم از جنگ‌افزار تاکنون در تاریخ این کشور سابقه نداشته است. ارتش اسرائیل همچنین می‌گوید این میزان تسلیحات می‌توانست حزب‌الله را برای یک جنگ یک‌ماهه تغذیه کند. بنا بر اعلام ارتش اسرائیل، در کشتی فرانکوپ ۹۰۰۰ خمپاره، ۳۰۰۰ موشک کاتیوشا، ۳۰۰۰ گلوله ضدتانک، ۲۰.۰۰۰ نارنجک و بیش از نیم میلیون گلوله سلاح‌های سبک یافت شده است. اسرائیل همچنین گفته است که بررسی مهمات این کشتی نشان می‌دهد که مبداء بارگیری این محموله ایران بوده است.افزون بر این، بنا بر اعلام اسرائیل، پلاستیک‌هایی که برای پوششش مهمات به کار رفته ساخت شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران و دارای پیش‌شماره «۹۸» است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 15:52  توسط مهتا  | 

فو بین الملل اعدام فتاحیان را محکوم کرد

سازمان عفو بین الملل اعدام احسان فتاحیان، جوان کرد ایرانی که بامداد
روز چهارشنبه ۲۰ آبان در سنندج به دار آویخته شد را به شدت محکوم کرد.

این سازمان مدافع حقوق بشر پیش تر از مقامات ایران خواسته بود که اجرای
حکم اعدام آقای فتاحیان و دو فعال کرد دیگر را متوقف کنند و این حکم ها
را تغییر دهند.

عفو بین الملل در بیانیه خود می نویسد: "به نظر می رسد که این سه حکم
اعدام برای انتقام گرفتن از ترورها و تلاش ها برای ترور مقامات استان
کردستان صادر شده است که بین روزهای ۱۸ تا ۲۸ شهریور (۹ تا ۱۹ سپتامبر)
انجام شده و در رسانه های ایران بازتابی گسترده یافته بود."

در این بیانیه آمده است که گفته می شود دست کم ۱۰ مرد و یک زن کرد دیگر
نیز قرار است به دلیل عضویت در سازمان های ممنوعه کرد یا حمایت از آنها
در ایران اعدام شوند.

این در حالی است که هنوز هیچ گروهی مسئولیت تروهای شهریورماه در کردستان
ایران را به عهده نگرفته است.

مقامات ایران، گروه پژاک و "بنیادگرایان تندروی سنی مرتبط با سرویس های
اطلاعاتی بیگانه" را مسئول این ترورها معرفی می کنند که عمدتا چهره های
مذهبی و قضات هدف آنها بودند.

رئیس شورای شهر سنندج، یک روحانی سنی مذهب که در انتخابات ریاست جمهوری
اخیر از محمود احمدی نژاد حمایت کرده بود و نماینده کردستان در مجلس
خبرگان در جریان این ترورها کشته و دو قاضی هم مجروح شدند.

عفو بین الملل می گوید که این حملات علیه غیرنظامیان را هم محکوم می کند.

احسان فتاحیان ابتدا توسط یکی از شعب دادگاه انقلاب سنندج به تحمل ۱۰ سال
زندان محکوم شده بود، اما هم او و هم دادستان به این حکم اعتراض کردند.

دادگاه تجدید نظر مجازات آقای فتاحیان را به اعدام تغییر داد.

عفو بین الملل می گوید که حق تجدیدنظر خواهی از حکم اخیر به آقای فتاحیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 23:52  توسط مهتا  | 

حتي اجازه نداد٬ مزدوران چهارپايه را از زير پايش بكشند

گرامي باد ياد احسان فتاحيان
زندان سنندج امروز صحنه يك واقعه سياسي مهم بود. در يكطرف جلادان و تيم
قاتلين و كوماندوهاي اعدام صف كشيده اند و در طرف ديگر يك انسان آزاده و
آزاديخواه٬ يك فعال سياسي ٬ يك معترض و مبارز عليه حكومت جنايتكار
اسلامي٬ احسان فتاحيان .
همه درها و پنجره ها را بسته اند٬ تا صداي اعتراض هزاران و ميليونها نفر
به اين سبعيت و وحشيگري به گوش كسي و بويژه به گوش احسان نرسد. به احسان
حتي اجازه نميدهند٬ آخرين بار والدين و خانواده اش را ملاقات كند. جلادان
از مردم ميترسند. رهبرشان لاريجاني٬ نامه سربسته به والدين احسان ميدهد و
در آن حكم اعدام را امضا ميكند و همين را نيز جرات نميكند ٬ به كسي
بگويد. و تانك و نيروهاي مسلح اشان را در مقابل در زندان آورده و با
دستپاچگي و دروغپراكني٬ سعي ميكنند مردم معترض و منزجر و خشمگين را آرام
كنند.
رئيس زندانشان٬ به دروغ به يك رسانه اعلام ميكند كه اعدامي در كار نيست و
در خفا ٬ احسان را به ميدان اعدام ميبرند.
اينجا زانوي جلادان است كه ميلرزد و احسان با قامتي افراشته وارد اين
ميدان ميشود و آخرين حرفش اينست كه اجازه نميدهد دستهاي كثيف جلادان او
را لمس كند و اجازه نميدهد كه چهارپايه را جلادان از زير پايش بكشند. او
خود را از بالاي چهارپايه رها ميكند و با مرگش سند محكوميت حكومتي را
صادر ميكند كه جنايتكارو درنده و وحشي است. او با اين كار خود نمايندگي
نفرت ميليوني مردم را ميكند كه از اين دولت و از جلادان و دست اندركاران
اين حكومت نفرت دارند.
احسان در اين صحنه٬ با شجاعت و قهرمانانه نمايندگي ميليونها مردمي را
ميكند كه عليه اين حكومت به ميدان آمده وفرياد زده اند : توپ و تانك و
مسلسل و بسيجي و اعدام و جنايت ديگراثر ندارد. . بايد بساط كثيف اتان را
جمع كنيد و برويد.
در زندان سنندج امروز ياران احسان مراسمي به ياد او و در گراميداشت او
برپا كردند.
كميته بين المللي عليه اعدام ٬ به همه كسانيكه براي نجات جان احسان تلاش
كردند٬ درود ميفرستد و از همگان دعوت ميكند با برپايي مراسم و ميتينگ و
تظاهرات ياد احسان فتاحيان را گرامي بدارند.
در همه جا در ايران و در دنيا با برپايي مراسم و ميتينگ ٬ ياد احسان
فتاحيان را گرامي ميداريم.

زنده باد ياد عزيز احسان فتاحيان
سرنگون باد حكومت جنايتكار اسلامي

كميته بين المللي عليه اعدام
۱۱ نوامبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 0:21  توسط مهتا  | 

حکم اعدام احسان فتاحیان به اجراء گذاشته شد
حکم اعدام احسان فتاحیان، فعال سیاسی ۲۸ ساله کرد، بامداد چهارشنبه در زندان سنندج، اجراء شد.آقای فتاحیان در تیرماه سال ۱۳۸۷ در کامیاران دستگیر، و در دادگاه بدوی به اتهام «عضویت دراحزاب مسلح اپوزیسیون» به 10 سال حبس محکوم شده بود. وی پس از اعتراض به حکم اولیّه و تقاضای تجدیدنظر به اتهام «محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی»، محکوم به اعدام شد.سازمان های ملّی و بین المللی مدافع حقوق بشر از جمله کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، و سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه‌هایی، خواستار توقف اجرای حکم اعدام احسان فتاحیان، شده بودند. باور این سازمان‌های حقوق بشری آن بود که احسان فتاحیان یک زندانی عقیدتی و سیاسی است و بدون رعایت آئین دادرسی و بدون هیچ سندی در اثبات اتهام خود، به اعدام محکوم شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 19:45  توسط مهتا  | 

رنجنامه احسان فتاحیان، زندانی سیاسی در آستانه اعدام

احسان فتاحیان زندانی سیاسی محکوم به اعدام در روز چهارشنبه اعدام خواهد
شد نامبرده طی رنجنامه ای که به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ارسال
نموده است وضعیت خود را چنین شرح میدهد :
واپسین شعاع آفتاب شبانگاهی
نشان دهنده ی راهی ست که خواهان در نوشتن آنم

خش خش برگ ها زیر قدم هایم

میگوید : بگذار تا فرو افتی

آنگاه راه آزادی را باز خواهی یافت.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 0:28  توسط مهتا  | 

رئیس سابق حراست زیمنس: جاسوس جمهوری اسلامی

گرت رنه پولـّی، رئیس پیشین بخش حراست شرکت زیمنس تحت پیگرد دادستانی
فدرال آلمان است. وی مظنون به فعالیت‌های جاسوسی است. پولی روابط نزدیکی
با محافل تهران داشته و سازمان‌های سیا و موساد از مدت‌ها پیش به او
مظنون بوده‌اند.

دادستانی فدرال آلمان از اوایل سال ۲۰۰۹ شهروند اتریشی "گرت رنه
پولی" (Gert-Rene Polli) را به ظن فعالیت‌جاسوسی و اطلاعاتی تحت پیگرد
قرار داده است. بر اساس اطلاعاتی که در اختیار هفته‌‌نامه‌ی "اشپیگل"
است، علت این پیگرد یک مورد جاسوسی بوده که در وین صورت گرفته است.



پولـّی پیش از آنکه ریاست حراست و امنیت کنسرن زیمنس را برعهده بگیرد، از
سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ رئیس دایره‌ی مبارزه با تروریسم سازمان امنیت اتریش
بوده است. در آن سا‌ل‌ها "سرویس اطلاعاتی آلمان" (BND) گزارشی محرمانه از
موقعیت برنامه‌ی هسته‌ای ایران و مسئله‌ی تولید و گسترش ابزار و مواد
سلاح‌های کشتار جمعی تهیه کرده و آن را طبق معمول در اختیار سازمان
اطلاعاتی اتریش نیز گذارده بود.



به گزارش هفته‌نامه‌ی آلمانی "فوکوس"، پولی ۴۹ ساله پس از این تاریخ دو
بار به تهران سفر کرده است. بر اساس داده‌های منابع اطلاعاتی دو سازمان
سیا و موساد اسرائیل در اوایل سال جاری میلادی، سند محرمانه‌ی "سرویس
اطلاعاتی آلمان" در تهران دیده شده است.



در پی آن مقام‌های آمریکایی توماس دو مزییر، رئیس وقت دفتر صدراعظم آلمان
و وزیر کشور کنونی را در جریان امر قرار می‌دهند. دو مزییر نیز دادستان
فدرال و شرکت زیمنس را محرمانه از این مسئله مطلع می‌سازد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 1:44  توسط مهتا  | 



علیرغم برخوردهای وحشیانه نیروهای سرکوبگر مادران عزادار به اعتراضات خود
ادامه دادند
امروز شنبه 16 آبان مطابق هر شنبه مادران به نشانه اعتراض به حوادث خونین
بعد از انتخابات از ساعت 17:00 شروع به تجمع در میدان آب نمای پارک لاله
کردند راس ساعت 17:00 یک مامور نیروی انتظامی با 4 لباس شخصی به سراغ
مادران آمدند و با لحن بسیار تندی به مادران گفتند سریعا متفرق شوید
وگرنه با شما برخورد می شود اما مادران اعلام کردند این کار هر هفته ما
است پارک مکان عمومی است و شما حق خارج کردن ما را ندارید. ماموران لباس
شخصی با عربده کشی و برخوردهای غیر انسانی سعی در ارعاب مادران داشتند و
فکر می کردند با این روش می توانند مادران را متفرق کنند.
همزمان دو اتومبیل نیروی انتظامی که از کلانتری 148 انقلاب اعزام شده
بودند با 10 نیرو وارد شدند تا مادران را مرعوب کنند. اما مادران در سکوت
راه پیمائی به دور میدان آب نما را شروع کردند. حدود 300 متر جلو رفتند
که ماموران نیروی انتظامی جلو مادران صف کشیدند و آنها را مجبور کردند از
مسیر دیگری حرکت کنند در حین حرکت ماموران لباس شخصی و نیروی انتظامی از
جلو و پشت و حتی دو طرف مسیر حرکت می کردند و مادران را کنترل می کردند و
حتی یک مامور لباس شخصی شروع به فیلمبرداری از جمعیت کرد.
مادران نیز از همدیگر تشکر می کردند که با آمدن هر هفته و نشان دادن
اعتراض خود توانسته اند لرزه ای بر اندام حکومت بیاندازند ماموران با لحن
بسیار تند و زننده ای مادران را به درب خیابان حجاب کشاندند و وقتی
مادران به این حرکت آنها اعتراض کردند یکی از ماموران لباس شخصی با لحن
تندی به مادران گفت وقتی فرمانی را اطاعت نمی کنید و حالیتان نیست هر چه
بگوییم حقتان است حتی اگر لازم باشد کتکتان هم می زنیم .
در مقابل درب حجاب اتومبیل های نیروی انتظامی ایستاده بودند و مادران
گفتند اگر این ماشین ها را برای گرفتن و انداختن ما در ماشین ها آورده
اید تا این ماشین ها نروند ما همین جا می ایستیم که یکی از ماموران لباس
شخصی قصد حمله به یکی از مادران را داشت و پای خود را به حالت لگد زدن به
طرف یکی از مادران بالا برد و گفت سریع خارج شوید.
مادران بدون توجه به رفتار وحشیانه مامورین ولی فقیه از درب حجاب خارج
شدند و وارد خیابان حجاب شدند و در حین راه پیمائی در خیابان دستان خود
را به حالت پیروزی بالا بردند .ماموران مادران را به سه گروه تقسیم کردند
و با دو گروه دیگر از مادران نیز چنین برخوردی کردند و آنها را از داخل
پارک به بیرون هدایت کردند.
اما هر 3 گروه مادران دوباره در جلو پارک بهم پیوستند که جمعیت آنها در
حدود 250 نفر تخمین زده می شد و در حالی که دستهای خود را به نشانه
پیروزی بالا گرفته بودند سرود ای ایران را خواندند ماموران که به تنگ
آمده بودند و دیگر کاری نمی توانستند انجام دهند با استفاده از اسپری
فلفل سعی در متفرق کردن مادران داشتند.
علیرغم وحشیگریهای نیروی انتظامی و لباس شخصی برای ممانعت از انجام
اعتراضات مادران ولی مادران این بار علاوه بر پارک حرکت اعتراضی خود را
به خیابان کشاندن.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
16 آبان 1388 برابر با 07 نوامبر2009
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:36  توسط مهتا  | 


اگر بخواهيم بدانيم که «چرا ـ در زمانه ای که انسان، پس از قرن ها تلاش
در امر آموزش گرفتن و آموزش دادن، به موقعيتی از لحاظ علمی روشن و روشنگر
رسيده ـ برخی از کشورها در امر آموزش پيشرفت های شگرفی کرده اند و برخی
ديگر، با وجود امکانات اقتصادی بالا و استفاده از تازه ترين و مدرن ترين
تکنولوژی های موجود زمانه، همچنان در بدترين شرايط آموزشی به سر می برند؟
ـ چاره ای نخواهيم داشت که به حستجوی جای پای نبود آزادی و حضور استبداد
بپردازيم.

در واقع، هر جا که هيچ مرز و ممنوعيت و سانسوری برای دانستن يا آموختن
وجود نداشته باشد، طبعاً، در آنجا کار آموزشی بصورت درست خود انجام گرفته
است؛ و چنين است که می توان به آزادی انديشه و بيان همچون يکی از زيرساخت
های رشد آموزش در هر کشوری نگريست.

تاريخ نشان داده است که هميشه استبداد و ديکتاتوری، در هر شکل و شمايلش
که باشد، اولين طعمه را در قامت آزادی بيان و انديشه می يابد و شکار می
کند و نبود آزادی و انديشه نيز تيشه به ريشه آموزش می زند.

البته برخی از ديکتاتوری ها که حکومتی مذهبی ندارند ممکن است به «بخشی»
از محتوای برنامه های آموزشی کاری نداشته باشند. مثلاً، هيتلر که شيوه ی
آموزشی را در چارچوب تاريخ و علوم انسانی تغيير داده بود، چندان کاری به
کار آموزش علوم طبيعی نداشت (هرچند که در زمينه برتری نژاد آريایی در بحث
های ژنتيک هم نظر می داد). يا استالين که هر نوع آموزش علوم انسانی به
شيوه ی «جوامع کاپيتاليستی» را از رشته های آموزشی حذف کرده بود کاری به
کار علوم ديگر نداشت و چنين بود که در اين کشورها سرعت پيشرفت علوم طبيعی
به بالاترين حد خود رسيده بود. همانطور که در زمانه ی ما هم برخی از
کشورهاي ديکتاتوری مشکلی در بخش علوم طبيعی ندارند.

اما بدترين شيوه ی آموزشی را می توان هميشه و در طول تاريخ در کشورهايي
يافت که حکومت مذهبی داشته اند. در اين کشورها، آموزش در همه ی گستره
هايش گرفتار سانسور و حذف های ناشی از مفروضات مذهبی قرار می گيرد. نگاهی
به سرزمين خودمان بيندازيد: بخش های مهمی از روانشناسی فرويد چون ضد مذهب
خوانده می شود از دروس اصلی روانشناسی حذف می شود؛ تشريح، که عامل مهمی
در پزشکی است، در سال های اول انقلاب به طور کلی ممنوع شد و بعد هم ـ آن
گونه که من شنيده ام و به درستی اش يقين ندارم ـ دانشجويان فقط می توانند
پيکر «کافران» همجنس خود را تشريح کنند؛ يا مسايلی همچون قوانين تحولی
شکل گيری هستی و نظريه های داروينی جایی در سيستم های آموزشی ندارند؛ و
اکنون هم که بخش هايي از تاريخ به سليقه و بنا بر ديدگاه های مصلحت گرای
مذهبی حاکمان اسلامی دستخوش حذف يا سانسور شده اند؛ و تازه سخن از حذف و
تحريف باقيمانده آن هم هست. نتيجه کار هم آن می شود که هر چه در پايان
دستکاری ها به داخل سيستم آموزشی راه پيدا می کند جز يکسری آموزش سانسور
شده، عوضی، و گاه غير واقعی نيست. در واقع شايد، در شرايط کنونی جهان،
مردم هيچ کشوری به آن اندازه ای که مردم کشور با ما حذف مواد آموزشی
روبرو هستند، در معرض حذف و تحريف و سانسور مواد آموزشی قرار ندارند.

البته اين کار پيشينه ای بلند دارد. در واقع از روزی که اعراب به کشور ما
حمله کرده و آن را، پس از سیصد سال جنگ و گريز، تصاحب کردند، همين اعمال
و رفتار را (در شرايط و ابعاد آن روزگار) با آنچه به مردمان ما آموزش
داده می شد انجام دادند. يعنی، آنها در حالی که از همه ی امکانات و
پيشرفت های آموزشی و علمی قبل از خودشان بهره می بردند همه را در خدمت
اعتقادات و ايدئولوژی حکومتی خود گرفتند و کاری کردند که کل تاريخ پيش از
اسلام ايران از خاطر ايرانيان محو شود؛ آنگونه که در صد و اندی سال اخير
مجبور بوده ايم تاريخ خودمان را به مدد غربيان بازسازی کرده و به اصطلاح
«به ياد بياوريم!»

Shkohe Mirzadegan

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 21:37  توسط مهتا  | 

روزنامه اقتصادی نفت و گاز درباره فعاليتهای اقتصادی شرکتهای بزرگ در
ايران می نويسد: کنگره آمريکا لايحه تحريم فروش فرآورده های نفتی به
ايران را  تصويب کرد. از اين رو شرکتهای بزرگ همچون شرکت نروژی «اِستات
اويل» که بزرگترين شرکت نفتی دريايی است و تاکنون در شراکت با همکار
ايرانی خود، در ميدان نفت و گازِ  «اناران» و «پارس جنوبی» همکاری می
کرده  کليه فعاليتهای خود را به حال تعليق درآورده است که بزرگترين زيان
را متوجه ايران، خواهد کرد زيرا با چنين وضعيتی قطر امکان می يابد به
تنهايی از ميدان گازی پارس جنوبی با ١٤ تريليون مترمکعب گاز طبيعی  و ١٨
ميليارد بشکه نفت بهره برداری کند.

سازمان ملل: دو ايرانی در فروشِ تجهيزات ممنوعه به سودان نقش داشته اند

 به گزارش سازمان ملل متحد ٢ سرمايه گذار ايرانی به نام های مجتبی صادقی
و سعيد موسائی که برای شرکتی در دوبی کار می کردند در فروش تجهيزاتی که
در هواپيماهای بدون سرنشين از آنها استفاده ميشود همکاری  داشته اند. اين
در حالی است که استفاده از هواپيماهای بدون سرنشين نيز در دارفور بر
خلاف  تحريم های  سازمان ملل متحد است.  در گزارش ٩٤ صفحه ای هيئت
کارشناسان سازمان ملل متحد جزئياتِ چگونگی زير پاگذاشته شدنِ قطعنامه های
سازمان ملل متحد در اين رابطه  ذکر شده است. در اين گزارش هيچ اشاره ای
به احتمال  نقش داشتن دولت ايران، در فروش لوازم ممنوعه به ارتش سودان
نشده است. در خبری ديگر با وجود  هشدارهای اتحاديه اروپا  ترکيه ميزبان
عمرحسن البشير  رئيس جمهوری سودان خواهد بود. عبدالله گل  رئيس جمهوری
ترکيه گفت  ديدار آقای بشير از ترکيه  يک ديدار دو جانبه نيست بلکه  در
چارچوب برگزاری همايش سازمان کنفرانس اسلامی صورت خواهد گرفت. او مخالفت
اتحاديه اروپا  با سفر عمر بشير به  اين کشور را  دخالت در امور داخلی
ترکيه  دانست. عمر البشير رئيس جمهوری سودان در رابطه با  ارتکاب جرايم
جنگی   و وقايع اخير دارفور از طرف دادگاه بين المللی رسيدگی به جنايات
جنگی تحت تعقيب  قرار دارد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 3:46  توسط مهتا  | 

lob.blogfa.com