تبليغاتX
مهتا

مهتا

 

اگه دعوام نکنین ! دیروز رفته بودم کنسرت این جنابان   TAKE THAT

جای همگی خالی برای ۳ ساعت سرپا ایستادن !  رویهم رفته خوب بود . البته اگه اصرار دوستان نبود مردش نبودم !

این روزا با همان دلتنگی وکار زیاد می گذره

اما ٫ به این نتیجه رسیدم بین درس خوندن و محیط درسی تا کار کردن و در جامعه بودن تفاوت از زمین تا آسمان است .  اونجا با دوستانی که میشناسند و می شناسی سرو کار داری و اینجا با اتفاقاتش بسختی باعث آزارم شده !  بهتره صبر کنم  تو فرصتی دیگه که بهتر بتونم  توضیح بدم ! ولی دوستان عزیز می تونید حدس بزنید منظورم چیه ؟ کسانی که بتونن این راز رو کشف کنن معلوم میشه از قدرت تخیل بالایی برخودار هستند و شایسته هزار آفرین هستند! فعلآ این گل سرخ تقدیم حضورتون !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 1:4  توسط مهتا  | 

دلتنگی !

چشمک زدنهای ستاره در غربت

رقص تن نیم عریان ماه ٫ در لا بلای پیراهن سپید ابر در غربت بالاپریدن برگهای نازک ٫ در امتدادآواز باد در غربت

رقص قشنگ نور صبحگاهی بر دیوار خانه مان در غربت

آرامش زیبای زندگی در لحظه های بی تشویش

آه من ازاین همه زیبایی غریبانه بیزارم ٫و خسته از تمامی اینها امکان رفتن به سرزمینی را اندیشه می کنم که ٫

ستاره و ماه و خورشیدش ٫ در آسمانی ظاهر می گردند ٫ که آشنای من است . و سکونت در کوچه ای ٫ که همزاد خاک آن هستم.

         آنجا که همسایه ها همزبانان من هستند

آری عزیز

من شرقیم ٫ مرا به مردن در شرق دعوت کن

ودر تقسیم آرامش در کوچه های نا آرام با من باش !

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 11:55  توسط مهتا  | 

lob.blogfa.com