تصویری که دوستان گفتتد باز نشده !
تصویری که دوستان گفتتد باز نشده !
وقتیکه رویای من کابوس شد و کا بوسم به حقیقت پیوست
عشق من
وقتیکه ما همدیگر رو دوست داریم !
فرقی نداره که در کجا هستیم
صدای نوازشگرت همه جا در گوشم هست
و تورا در نور ماه
در جشن ستارگان
در طلوع و غروب
و روشنایی دلپذیر آفتاب می بینم
من تو را در همه جا می بینم
همیشه بیادت
و همه جا بدنبالت خواهم بود
ما همیشه زنده ایم
عشق ما برتر از زمان و مکانست
چون که عشق ما ابدیست !
مهتا
برگور این جنازه چه خواهد نوشت داور تاریخ / شاید این چنین بنویسد :
در اینجا کسی غنوده است
که هزار سال از تولد خیش تآخیر داشت
از معاصران نبود
و کاسه سفالین قلبش گنجایش در یای محبت خلق را نداشت
در میان اشک شوق آمد
و در منجلاب فرورفت « زنده یاد شاملو »
پ.ن : نمیدونم در اینبرهه چرا این شعر بیش از حد به نظرم خود نمایی کرد !
شاید بخاطر اینکه شامل خیلی کسا میشه !!!
بطور غیر منتظره دعوت به این بازی شدم متآسفانه بعضی حروف توی این دستگاه غریبه نیست و من هی باید خلاصه گویی نمایم (خوشبحتانه ! ) خلاصه ببخشید !
۱. اولین بار در سن ۱۲ سالی و یواشکی و بدون احازه همراه دوستام به سینما رفتم (یه دختر شهرستانی! ) ۲. خیلی حساس هستم شاید کسی ندونه .۳ . در دوستی بسیار محکم هستم و ارح واحترام زیادی برای دوستی قایل هستم (کمبود حروف مورد نیاز از دستگاه ) ۴ . بصورت مالیخولیایی به عشق فکر می کنمِ : که انسان فقط یک قلب داره و فقط یکبار عاشق میشه ( آقا مگه در دروازس که هروقت و بی وقت عاشق بشی ؟ ) ۵. به کسی نگین ها ! گاه گاهی دمی به خمره می زنم و فرقی هم نمی کنه کدوماش هر کدوم که دم دستم باشه تا حالا که لو نرفتم مگه شماها منو لو بدین !
من متآسفانه نمی دونم کدوم از دوستان رو معرفی کنم در مسافرتم و امکان سرزدن به دوستان برام کمه همین که خودم این اعترافات رو نوشتم کافیه دیگه به خوبی خودتون ببخشین