باز دگر باردگر
آمدفغان از راه دگر
این چه آشوبیست ٫ که هر زمان و به هرزبان
می آید باز دگر بازدگر
پدر می کشد فرزند را زدامان مادر !
مادر می رباید و پنهان میکند فرزند را زمهر پدر !
دریغا ! در کشاکش و ستیز جدایی٫
کودکانند فدایی باز دگر ! باز دگر !
پ.ن : علت نوشتن این فطعه : به فاصله ای کمتر از دو ماه در محله ما دو خانواده ٫ از دو مملکت مختلف کارشون به جدایی کشید . اولی پدر فرزندان به بهانه گردش از مادر گرفت و ناپدید شد. ..................... دومی مادر فرزند را برداشت و پنهانی به شهر دیگری برد !
