"میز گرد "
رونده گفت : با نشستن ِ مسیر سخت آسان نخواهد شد باید رفت + دونده گفت : با رفتن مسیر آسان نخواهد شد - باید دوید + پرنده اما در هوای دیگر بود - و آنسوی اقیانوس را حستحو می کرد . پرنده را عقیده فقط پریدن بود
نشسته اما " نشستن" را ......و افتخار اشتباه نکردن را
اوضاع میز گرد شلوغ بود
دیوانه ای روی میز کوبید و گفت : رخصت !! من حرف نا گفته ام نا تمام مانده !!!
رونده گفت : بیحاره عقل ندارد
دونده گفت : او همصدای باد نمی دود٫ این ریشه قابل بحث است.
پرنده اما گفت : دیوانه عاشق است ٫ و من همراز او
نشسته ٫ اما موذیانه خندید
دیوانه گفت : رونده حق دارد ٫ دیوانه راست می گوید ٫ پرنده اوح صدافت است .
میز گرد اما بی معنی است
دبیر گفت : پایان میز گرد نزدیک است
پرنده خنده کنان گفت : این میز گرد سالهای سال است که پایان پذیرفته.
دیوانه ٫ دیوانه وار خندید ٫ و مردم مدهوش پرواز پرنده در آسمان شدند
سالهای بعد ٫ پرنده مرد ٫ پرندگان اما ٫ پرنده تر شدند
رونده نیز در مسیر خاکی پرواز با دونده همراه است
میز گرد اما ٫ هرگز غبار از تنش نرفت
نشسته در خود نشست کرد
و میز گرد ٫ در زیر گرد و خاک خویش دفن شد .
پ.ن عکس مناسبی پیدا نکردم میز گرد را خودتون تصور کنید